محمد قنبرى
51
شناخت نامهء كلينى و الكافى ( فارسى )
مرجعيت و عنوان عامل نجات را از دست مىدهد ، سازگار نخواهد بود . « 1 » ج . احاديث فراوانى داريم كه مردم را ترغيب به فهم حقايق قرآن و اهتداء به نور آن مىكنند و اينكه دواى دردها و نظم امور مردم ، در تبعيت و به كار بستن دستورات قرآن است و همچنين رواياتى كه دلالت دارند : ائمه اهل بيت عليهم السلام در موارد احتياج و احتجاج ، به آيات قرآن موجود تمسك مىكردهاند و نيز احاديثى كه اعلام مىكنند : آنچه كه در دست مردم است ، همان قرآنى است كه از ناحيه خدا بر پيغمبر صلى الله عليه و آله نازل شده است و رواياتى كه دستور مىدهند : « اقرئوا كما قرأ الناس » كه مجموع اين روايات با اختلاف اصنافشان به طور قاطع دلالت دارند : « اين قرآنى كه اكنون در دست ماست ، همان قرآنى است كه بر پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله نازل گرديده بدون آنكه حرفى از آن كم شده باشد » . « 2 » 2 . دلايل قائلين به تحريف ! جمعى از محدثين شيعه و سنى معتقد به تحريف به معنى زياده و نقص و تغيير در لفظ و يا ترتيب عبارات قرآن شده و دلايلى براى اثبات آن اقامه كردهاند كه اهم آنها رواياتى است كه از طريق اهل سنت و تشيع ، در اين باره روايت شده است : تحريف در روايات اهل سنت : بر خلاف نظر نويسندگان مغرض كه مىنمايانند كه تنها شيعه به اين عقيده سخيف ، معتقد است ، اهل سنت در صحاح و سنن و كتب تفاسير خود ، به قدرى احاديث در مورد تحريف قرآن ، نقل كردهاند كه « آلوسى » در تفسيرش مىگويد : كه آن اخبار ، فوق احصاء است « 3 » و ما تنها به نمونههاى زير ، اكتفا مىكنيم : مسلم در صحيحش از « علقمة » نقل مىكند كه گفت : قدمنا الشام فأتانا ابو الدرداء فقال : فيكم احد يقرء عليّ قرائة عبداللَّه ؟ فقلت : نعم أنا ، قال فكيف سمعت عبداللَّه يقرأ هذه الآية : « وَ اللَّيْلِ إِذا يَغْشى » « 4 » قال
--> ( 1 ) . در چگونگى استدلال به اين حديث ، مراجعه شود به كتاب ارزشمند البيان في تفسير القرآن ، ص 229 - 233 . ( 2 ) . الميزان ، ج 12 ، ص 108 . ( 3 ) . تفسير روح المعانى ، ج 1 ، ص 24 . ( 4 ) . سورهء ليل ، آيهء 1 - 3 .